پدافند فرهنگی

برای دیدن تصویر بزرگ کلیک کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 06 مرداد 1392
:: 02:01 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

سه گفتار از سيدمرتضي

بهار آغاز است و چه زيباست كه اين صفحه را در سال جديد با نام و ياد بزرگ مردي آغاز كنيم كه نگاهش به بهار نيز زيبايي ديگري مي دهد. آنگونه كه مي گويد: «خاك محتاج زمستان است تا پذيراي بهار شود و جان محتاج صوم است تا روح به ابتذال ربيع واصل شود تا خورشيد عشق از افق جان طلوع كند و نسيم لطف بوزد و درخت دل به شكوفه بنشيند و اين بهار درون است.»
وقتي قرار است مطلبي در مورد شهيد سيدمرتضي آويني بنويسي، كارت هم سخت است و هم آسان.
آسان از آن رو كه تا دلت بخواهد پيش از تو گفته اند و نوشته اند و به قول معروف دستت پر است اما سخت هم هست، چرا كه مي خواهي در مورد سيد شهداي اهل قلم، قلم بزني.
سال ها پس از عروج آويني، اينك برگزاري چند كنگره و همايش و گفتن خاطره و خواندن شعر و مرثيه، مصداق بارز «نشستند و گفتند و برخاستند» است و بايد از اين مرحله گذشت و به وادي شناخت آراء و نظريات وي گام گذاشت. اگر چه اينجا فرصت بسط اين سخن نيست اما مي توان گفت آويني دريچه اي جديد به سوي روشنفكري باز كرد و با عمل خود تعريفي جديد از روشنفكر به نمايش گذاشت و با خون خود پاي تمام فيلم ها، حرف ها، نوشته ها و نانوشته هايش را امضاء كرد.
آنچه در ادامه مي خوانيد برگرفته از وبلاگ «كانال ماهي» است. نويسنده كه خود را «عابر» معرفي كرده است پس از ذكر مقدمه اي نسبتا طولاني با ارائه سه عبارت از شهيد آويني در باب تحول، معنويت و شعر، به بيان نظرات خود در مورد آنها مي پردازد.
يكي از هزاران مشكلي كه گريبان بشر امروز را گرفته، سطحي زدگي و نداشتن عمق است. اين عدم عمق تقريبا به تمام زواياي زندگي رسوخ كرده است. از فكر و انديشه تا مسائل كوچك و به ظاهر كم اهميت. اين بي عمقي و سطحي زدگي تا جايي است كه حتي اصحاب فكر و قشر روشنفكر جامعه را به وادي روزمرگي كشانده است. البته قصد آن ندارم اين موضوع را به همه نسبت دهم اما تجربه نشان مي دهد آنان كه غير از اينند، آنقدر در اقليتند كه مي توان سطحي زدگي را بيماري همگاني ناميد.
انسان امروز همان قدر كه در اعتقاداتش سطحي است، بي اعتقادي هايش هم عمقي ندارد. به راستي ما چقدر به اعتقاداتمان اعتماد داريم و درباره آنها انديشيده ايم و چقدر براي رد كردن آنچه نپذيرفته ايم استدلال داريم؟
علامه استاد حسن زاده آملي در شرح زندگي خود مي گويد چنان در اعتقادات خود شك كردم كه دوبار از دين خارج شدم و بازگشتم. آري كه تا شك و سوال و دردي نباشد، يقين و جواب و درماني نخواهد بود.
جالب آنكه اين سطحي زدگي آدمي خود بسيار عميق و گسترده است و عوامل گوناگوني در گسترش و عمق بخشي به آن دخالت دارند كه حداقل در اين مجال قصد پرداختن به آنها را ندارم.
متأسفانه در اين مدت مشاهده كردم اغلب وبلاگ هاي مذهبي و مرتبط با مباحثي چون شهدا و جنگ و... نيز تنها به لايه اي رويين اكتفا كرده و زحمت غور و كشف به خود نمي دهند.
دنياي اينترنت، دنياي سرعت مجازي است و اين از بزرگترين دام هايي است كه بشر را در آن انداخته اند. براي انديشيدن بايد وقت صرف كرد. دقيقه ها، ساعت ها، شب ها، روزها، هفته ها، ماه ها، سال ها و چه بسا يك عمر. اما گويا در اين دنياي مجازي جايي براي نشستن و انديشيدن نيست. از اين سايت به آن وبلاگ. از آن پيوند به اين مطلب، اين را دانلود مي كني، آن را ذخيره مي كني... پيوسته و با سرعتي سرسام آور بايد پيش راند. غافل از آنكه، اين به ظاهر پيش رفتن، فرو رفتني بيش نيست.
يكي از معدود كساني كه برخلاف اين جريان غفلت زا، شنا كرد و به سرچشمه حقيقت رسيد سيد شهداي اهل قلم، سيدمرتضي آويني بود. 
انديشيدن در مورد سيدمرتضي و جهان بيني او فرصتي است براي رهايي از اين هجوم سطحي زدگي و بي عمقي روزمره كه به عادتي مالوف تبديل شده است.
گويا بشر امروز را به بي دردي و بي رنجي عادت داده اند و براي همه چيز اسانس و طعمي مصنوعي ساخته اند. آب پرتقال را به وجود آوردند تا زحمت كندن پوستش از دوش آدمي برداشته شود غافل از آنكه قسمتي از لذت خوردن پرتقال در نگاه و لمس و پوست گرفتن آن است و وقتي خوردن پرتقال زحمت دارد چگونه انديشيدن بي رنج و زحمت باشد؟
تفكر، درد به همراه خود مي آورد و براي اين نيز فكر كرده اند. تفكر مجازي. انديشيدن به مباحثي كه نه تنها هيچ دردي نمي آفريند بلكه انسان از آن لذت هم مي برد. البته بايد همين جا به نكته اي اشاره شود و آن اينكه در اين دنياي مجازي كه براي خود ساخته ايم و برايمان ساخته اند، مفهوم درد و لذت نيز مانند بسياري از ديگر مفاهيم احتياج به بازنگري و تاملي جدي دارد. به راستي درد واقعي چيست؟ و لذت واقعي؟
حضرت زينب(س) در غروب عاشورا پس از آن همه بلا و مصيبت مي فرمايد: چيزي جز زيبايي نديدم!
مگر نه آنكه آدمي از زيبايي لذت مي برد. حال چگونه بلا منشا لذت مي شود و كربلا سرچشمه آن؟ و چرا؛ «هر كه در اين درگه مقرب تر است 
جام بلا بيشترش مي دهند»
آري در اين فرصت قصد پاسخ به سؤال و فرونشاندن دغدغه ها نيست. مرور و بررسي تفكر شهيد آويني مجالي است براي طرح سؤال و كانال ماهي ادعاي پاسخ ندارد. اينجا محل تشنگي است كه تشنگي آب است و آب تشنگي.
«آب كم جو تشنگي آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست»
 

شرط نوآوري
شهيد آويني؛ «اگر انسان هايي كه مأمور به ايجاد تحول در تاريخ هستند، خود از معيارهاي عصر خويش تبعيت كنند، ديگر تحولي در تاريخ اتفاق نخواهد افتاد.»
انسان ها در مواجهه با محيط اطراف خود دو راه در پيش دارند. يا رنگ و بوي محيط را به خود گرفته و به قول معروف در آن حل شده، سازگاري مي يابند و براي رسوا نشدن همرنگ جماعت مي شوند و يا محيط را تحت تأثير آرمان ها و افكار خود قرار مي دهند.
ناگفته پيداست كه اغلب راه اول را گزيده و مي پيمايند چرا كه راهي است امتحان پس داده و آنقدر در آن رفته اند كه هموار گشته است اما راه هاي جديد به تناسب آرمان افراد صعب العبورند و قدم نهادن در آن صفات و لوازمي را مي طلبد.
بي شك آنان كه در پي يك زندگي بي دغدغه، روزمره و مرفه هستند نمي توانند دست به تحول بزنند چرا كه قبل از تغيير محيط بايد خود را تغيير داد و به جهاد با بسياري از اميال و خواسته هاي نفساني پرداخت.
عبور از عادات و خطوط هنجاري جامعه كه در مواردي ريشه در هيچ لزوم و منطقي نيز ندارند خالي از مخاطره نيست چرا كه فرد تحول آفرين برخلاف مسير توده حركت مي كند و همين به اندازه كافي حساسيت زاست و اتفاقا هنر نيز در همين است چرا كه «ماهي هاي مرده هم مي توانند در مسير رود حركت كنند.»
«به خلاف آمد عادت بطلب كام كه من.
كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم».
البته ذكر يك نكته در اين بحث ضروري به نظر مي رسد و آنهم اينكه هرگونه «خلاف آمد عادت» را نمي توان لزوما مايه سعادت دانست و عدم توجه به اسباب و صفات ملزوم، معيارشكني را به ميانبري براي گمراهي و شوربختي مبدل مي كند.
معيارشكنان بايد صفات متعددي داشته باشند كه به نظر مي رسد اولين آنها عدم تعلق و وابستگي است كه اين خود مي تواند بسياري از ديگر صفات را همچون شجاعت، ژرف نگري، مناعت طبع، وارستگي و... را به دنبال آورد. ناگفته پيداست كه كمتر كسي زحمت و جرأت پيمودن اين راه را به خود مي دهد و از همين رو يافتنشان دشوار است.
در كتاب «مجاني الادب» آمده است: مردي شنيد كه يك نفر صدا مي زند: كجايند كساني كه از دنيا مي گذرند و در جستجوي آخرت هستند؟ به او گفت: جاي آنها را عوض كن، دست روي هر كسي مي خواهي بگذار!
ديگر اينكه بايد توجه داشت كه توكل شرطي اساسي در اين وادي است چرا كه انسان ساختارشكن به جزيره اي ناشناخته پاي مي گذارد كه هر قدمش مي تواند روي چاهي گذاشته شود اما چه كسي به سوي حقيقت رفت و از نور آن بي بهره ماند؟
«تكيه بر تقوي و دانش در طريقت كافري است
راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش»
و آخرين نكته از هزار و يك نكته ظريف اين ماجرا: «بي پير مرو تو در خرابات»
 
معنويت عليه معنويت
شهيد آويني؛ «كره زمين خسته است. بشر بعد از قرن ها زمين گرايي و خودپرستي احساس مي كند كه نيازمند عالم معناست. او اين عالم را دوباره باز خواهد يافت و به آن باز خواهد گشت.»
اين سخن شهيد آويني پيش و بيش از آنكه متناظر با احوال جامعه ايراني باشد، نظريه اي جهاني است كه ما به علت اطلاعات ناكافي و بعضا ناصحيح از اوضاع ديگر جوامع بخصوص كشورهاي غربي و به اصطلاح مدرن، شايد نتوانيم آنچنان كه بايد عمق آن را درك كنيم اما «آب دريا را اگر نتوان كشيد. هم به قدر تشنگي بايد چشيد» و از همين رو چند سطري مي نگارم هر چند مي دانم حق مطلب بيش از اينهاست.
قبل از هر چيز لازم مي بينم به نكته اي كوتاه اشاره كنم. شايد بپرسيد چرا غرب را «به اصطلاح مدرن» خواندم. اگر «مدرن» را به معناي پيشرفته از لحاظ تكنولوژي فرض كنيم من نيز به مدرن بودن آنان معترفم، اما يكي از كلاه هاي بزرگي كه سر بشر امروز گذاشته اند اين است كه مدرنيته را مترادف با خوشبختي معرفي كرده و به خورد ما داده اند.
نسبت «انسان معاصر»، «مدرنيته» و «خوشبختي» خود بحث مفصلي است كه اگر عمري باقي بود به آن خواهم پرداخت.
هر روز صبح قبل از ساعت6 در آن سه راهي كذايي و شلوغ كه منتظر سرويس مي ايستم آدم هايي را مي بينم كه به سرعت مي روند و بيشتر انگار در حال دويدند. بعضي ها هم كه ديرشان نشده مي ايستند و نگاهي به روزنامه ها مي اندازند. خيلي هايشان ديگر چهره هايي آشنا شده اند. هر روز با ديدن اين رفتن ها كه هيچوقت تمامي ندارد از خود مي پرسم «چرا؟» «روزها فكر من اين است و همه شب سخنم .كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم.زكجا آمده ام آمدنم بهر چه بود.به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم»
آيا اين آدم ها هم از خود مي پرسند و اصلا مي دانند به كجا مي روند؟ اما انگار دنياي امروز «چراگاهي» است كه جايي براي «چرا» ندارد. بايد دويد و دويد و اگر لحظه اي بايستي و از خود بپرسي چرا، از ديگران بازخواهي ماند. 
جالب آنكه هرچه بيشتر مي دوي مقصد دورتر مي شود و اضطراب نرسيدن بيشتر. يك روز صبح از خواب بيدار مي شوي و به اداره مي روي. 03 سال بعد هم صبح ها از خواب بيدار مي شوي و باز هم به اداره مي روي و تنها تفاوتش اين است كه شايد يكي- دو طبقه اتاقت بالا و پائين شده باشد و «ناگهان بانگ برآيد خواجه مرد.» و اگر خيلي كله گنده باشي آگهي ترحيمت در يكي از صفحات روزنامه كنار بقيه چاپ مي شود. آنهم فردا مثل خودت مي ميرد. 
نمي خواهم نوستالژيك بازي در بياورم و شروع كنم به آه و ناله كه بله ما همه قرباني اين سرنوشت محتوم غفلت عصر جديديم و خوش به حال روستايي ها كه در هر روز صبح با صداي خروس از خواب بيدار مي شوند و شير بز مي خورند. 
از قضا فكر مي كنم آدم اگر كمي زرنگ باشد اين شهرنشيني با همه زرق و برقش مي تواند دست خيلي چيزها را رو كند و پوچي ها را آشكار سازد و بدون شك ارزش اين خودآگاهي بسيار بيشتر خواهد بود. 
آري بشر امروز به عالم معنا احساس نياز مي كند اما كمپاني هايي كه بقايشان به تحميق و تحمير انسان وابسته است بيكار ننشسته و مصنوعات خود را به خلايق قالب مي كنند. چيني ها براي غرب وسايل و اسباب شهوتراني مي سازند و براي ما تسبيح و ساعت اذان گو!
هرچه عطش معنويت بيشتر شود جنس تسبيح ها و صداي ساعت ها نيز دلفريب تر خواهد شد و اينگونه است كه آينده شاهد نبرد «معنويت عليه معنويت» خواهد بود. معنويت الهي در برابر معنويت شيطاني.
 
شراب روحاني
شهيد آويني؛ «اهل حقيقت مقيمان كوي ميخانه اند و شعر، جرعه اي است از آن شراب روحاني كه بر خاك افشانده اند.»
يكي از ويژگيهايي كه گويا با نژاد ما ايرانيان پيوند خورده است علاقه به شعر است و كمتر كسي را مي توان يافت كه به اين هنر آسماني علاقه نداشته و سر و كارش به آن نيفتاده باشد. 
شعر دنيايي است كه از هزاران دريچه مي توان به آن نگريست و اين مجال كوتاه تر از آن است كه بنده با اين بضاعت اندك حتي بخواهم روزنه اي بگشايم.
تنها نكته اي كوتاه و آن اينكه اگر شعر در كليت خويش آدمي را به آسمان نزديكتر نكند پس تفاوت آن با سرگرمي هايي كه تنها هدفشان التذاذ است، چيست؟
نقل مي كنند شهيد آويني كه خود دست و دلي در شعر نيز داشته، پيش از انقلاب تمام شعرها و دست نوشته هايش را در چند گوني ريخته و مي سوزاند و در بيان علتش مي گويد آنها حديث نفس بودند!
يك شب آتش در نيستاني فتاد...


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 06 مرداد 1392
:: 01:53 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمه‌ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه‌ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینه‌ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.



ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 06 مرداد 1392
:: 01:51 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

حدیث (1) امام على عليه‏ السلام :

قُلوبُ الرَّعِيَّةِ خَزائِنُ راعيها فَما اَودَعَها مِن عَدلٍ اَو جَورٍ وَجَدَهُ؛

دلهاى مردم صندوقچه‏ هاى حاكم است، پس آنچه از عدالت و يا ظلم در آنها بگذارد، همان را خواهد ديد.

غررالحكم، ج4، ص 521، ح 6825

حدیث (2) امام على عليه‏ السلام :

اِستَعمِلِ العَدلَ وَاحذَرِ العَسفَ وَالحَيفَ فَاِنَّ العَسفَ يَعودُ بِالجَلاءِ وَالحَيفَ يَدعوا اِلَى السَّيفِ؛

عدالت را اجرا كن و از زورگويى و ستمگرىبپرهيز زيرا زورگويى مردم را به ترك از وطن وامى‏دارد، و ستم آنان را به قيام مسلّحانه مى‏كشاند.

نهج البلاغه، حكمت 476

حدیث (3) امام على عليه‏ السلام :

اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ فَرَضَ عَلى اَئِمَّةِ العَدلِ اَن يُقَدِّروا اَنفُسَهُم بِضَعَفَةِ النّاسِ كَيلا يَتَبَيَّغَ بِالفَقيرِ فَقرُهُ؛

خداوند عزوجل بر پيشوايان عادل واجب كرده كه سطح زندگى خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقير را، فقرش برآشفته نكند.

نهج البلاغه، خطبه 209

حدیث (4) رسول اكرم صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله :

ما مِن اَحَدٍ يَكونُ عَلى شَى‏ءٍ مِن اُمورِ هذِهِ المَّةِ قَلَّت اَم كَثُرَت فَلا يَعدِلُ فيهِم اِلاّ كَبَّهُ اللّه‏ُ فِى النّارِ؛

هر كس كارى از كارهاى كوچك و يا بزرگ اين امت را در دست بگيرد و در ميانشان عدالت را اجرا نكند خداوند او را به رو، در آتش خواهد افكند.

مستدرك على الصحيحين، ج 4، ص 90

حدیث (5) امام على عليه‏ السلام :

مَن عَمِلَ بِالعَدلِ حَصَّنَ اللّه‏ُ مُلكَهُ؛

هر كس به عدالت رفتار كند، خداوند حكومتش را حفظ خواهد كرد.

غررالحكم، ج5، ص 355، ح 8722

حدیث (6) امام على عليه‏ السلام :

خَيرُ المُلوكِ مَن اَماتَ الجَورَ وَ اَحيَى العَدلَ؛

بهترين فرمانروا كسى است كه ظلم را از بين ببرد و عدل را زنده كند.

غررالحكم، ج3، ص 431، ح 5005

حدیث (7) لقمان حكيم عليه‏ السلام :

يا بُنَىَّ اِذا دَعَتكَ القُدرَةُ عَلى ظُلمِ مَن هُوَ دونَكَ فَاذكُر قُدرَةَ اللّه‏ِ عَلَيكَ؛

فرزندم هرگاه قدرت، تو را به ظلم بر زيردستت فرا خواند، قدرت خدا را بر خودت به يادآور.

ارشاد القلوب ديلمى، ج1، ص 72

حدیث (8) امام على عليه‏السلام :

مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ اِماما فَليَبدَأ بِتَعليمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعليمِ غَيرِهِ وَليَكُن تَديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبلَ تَديبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالجلالِ مِن مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِم؛

كسى كه خود را پيشواى مردم قرار داده، بايد پيش از آموزش ديگران، خود را آموزش دهد و پيش از آن‏كه ديگران را با زبان، ادب بياموزد، باكردارش ادب آموزد و البته آموزش دهنده و ادب‏آموز خود بيش از آموزگار و ادب‏آموز مردم، شايسته تجليل است.

غرر الحكم، ح 7016

حدیث (9) امام على عليه‏السلام :

تِسعَةُ اَشياءَ قَبيحةٌ وَ هِىَ مِن تِسعَةِ اَنفُسٍ اَقبَحُ مِنها مِن غَيرِهِم: ضيقُ الذَّرعِ مِنَ الـمُلوكِ وَ البُخلُ مِنَ الغنياءِ وَ سُرعَةُ الغَضَبِ مِنَ العُلَماءِ وَ الصِّبا مِنَ الكُهولِ وَ القَطيعَةُ مِنَ الرُّؤوسِ وَ الكِذبُ مِنَ الـقُضاةِ وَ الزَّمانَةُ مِنَ الطِبّاءِ وَ البَذاءُ مِنَ النِّساءِ وَ الطَّيشُ مِن ذَوِى السُّلطانِ؛

 نُه چيز زشت است، اما از نه گروه زشت‏تر: درماندگى و ناتوانى از دولتمردان؛ بخل از ثروتمندان؛ زود خشمى از دانشمندان؛ حركات بچگانه از ميانسالان؛ جدايى حاكمان از مردم؛ دروغ از قاضيان؛ بيمارى كهنه از پزشكان؛ بدزبانى از زنان و سختگيرى و ستمگرى از سلاطين.

دعائم الإسلام، ج 1، ص 83

حدیث (10) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

 اَلعَدلُ حَسَنٌ وَلكِن فِى المَراءِ اَحسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الغنياءِ اَحسَنُ، اَلوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِن فِى العُلَماءِ اَحسَنُ، اَلصَّبرُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الفُقَراءِ اَحسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِن فِى الشَّبابِ اَحسَنُ، اَلحَياءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى النِّساءِ اَحسَنُ؛

عدالت نيكو است اما از دولتمردان نيكوتر، سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر.

نهج الفصاحه، ح 2006

حدیث (11) امام صادق علیه السلام:

لا تُشـاوِر اَحمَق وَ لا تَستَعِنَّ بَکَذّابٍ وَ لا تَثق بِمَوَدَهِ مُلُوک؛

با احمق مشورت نکن و از دروغگو یارى مجو و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.

تحف العقول،ص316

حدیث (12) پیامبر اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله:

کَما تَکُونُوا یوَّلی عَلَیکُم.
هر طور باشید همانگونه بر شما حکومت می شود.

کنزالعمال ح1497

حدیث (13) امام علی(ع):

قُم عَن مَجلِسِکَ لِاَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ اِن کُنتَ اَمیراً؛

به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی.

غررالحکم،ح2341



ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 06 مرداد 1392
:: 01:49 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

حدیث (1) امام على عليه السلام :

إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللّه‏ُ لِخاصَّةِ أَوليائِهِ وَهُوَ لِباسُ التَّقوى وَدِرعُ اللّه‏ِ الحَصينَةِ وَجُنَّتُهُ الوَثيقَةُ؛

براستى كه جهاد يكى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را براى اولياى خاص خود گشوده است. جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محكم اوست.

نهج‏ البلاغه، خطبه‏27

حدیث (2) امام على عليه السلام :

إِنَّ اللّه‏َ فَرَضَ الجِهادَ وَعَظَّمَهُ وَجَعَلَهُ نَصرَهُ وَناصِرَهُ. وَاللّه‏ِ ما صَلُحَت دُنيا وَلادينٌ إِلاّ بِهِ؛

در حقيقت خداوند جهاد را واجب گردانيد و آن را بزرگداشت و مايه پيروزى و ياور خود قرارش داد. به خدا سوگند كار دنيا و دين جز با جهاد درست نمى‏شود.

وسائل الشيعه، ج11، ص9، ح15

حدیث (3) امام على عليه ‏السلام :

إِنَّ اللّه‏َ كَتَبَ القَتلَ عَلى قَومٍ والمَوتَ عَلى آخَرينَ وَكُلٌّ آتيهِ مَنيَّتُهُ كَما كَتَبَ اللّه‏ُ لَهُ فَطوبى لِلمُجاهِدينَ فى سَبيلِهِ وَالمَقتولينَ فى طاعَتِهِ؛

براستى كه خداوند براى گروهى كشته شدن را مقدر فرموده و براى ديگران مردن را. هر گروهى با همان سرنوشت كه خداوند مقدر كرده است مى‏رسد. پس، خوشا به سعادت مجاهدان در راه خدا و كشته شدگان در راه طاعت او.

شرح نهج البلاغه، ج3، ص184

حدیث (4) امام على عليه ‏السلام :

جاهِدوا فى سَبيلِ اللّه‏ِ بَأَيديكُم فَإِن لَم تَقدِروا فَجاهِدوا بِأَلسِنَتِكُم فَإِن لَم تَقدِروا فَجاهِدوا بِقُلوبِكُم؛

در راه خدا با دستهاى خود جهاد كنيد، اگر نتوانستيد با زبانهاى خود و اگر باز هم نتوانستيد با قلب خود جهاد كنيد.

بحارالأنوار، ج100، ص49، ح23

حدیث (5) رسول اكرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله :

حَرسُ لَيلَةٍ فى سَبيلِ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ أَفضَلُ مِن أَلفِ لَيلَةٍ يُقامُ لَيلُها وَيُصامُ نَهارُها؛

يك شب نگهبانى در راه خدا برتر است از هزار شبانه روز كه شبهايش به عبادت و روزهايش به روزه‏دارى سپرى شود.

كنزالعمال، ج4، ص326، ح10730

حدیث (6) رسول اكرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله :

أَفضَلُ الجِهادِ مَن أَصبَحَ لايَهُمُّ بِظُلمِ أَحَدٍ؛

برترين جهاد آن است كه انسان روز خود را آغاز كند در حالى كه در انديشه ستم كردن به احدى نباشد.

محاسن، ج1، ص292، ح1449

حدیث (7) امام على عليه ‏السلام :

جِهادُ المَرأَةِ حُسنُ التَّبَعُّلِ؛

جهاد زن خوب شوهردارى كردن است.

خصال، ص‏620

حدیث (8) امام على عليه السلام :

جاهِد شَهوَتَكَ وَغالِب غَضَبَكَ وَخالِف سوءَ عادَتِكَ، تَزكُ نَفسُكَ، وَيَكمُل عَقلُكَ وَتَستَكمِلُ ثَوابَ رَبِّكَ؛

با هوا و هوس خود جهاد كن، بر خشمت مسلّط شو و با عادتهاى بد خود مخالفت كن تا نفست پاكيزه شود، عقلت به كمال برسد و از پاداش پروردگارت بهره كامل ببرى.

غررالحكم، ج3، ص365، ح4760

حدیث (9) امام على عليه ‏السلام :

عَلَيكُم بِالجِدِّ وَالجتِهادِ وَ التَّأَهُّبِ وَ الاِستِعدادِ وَ التَّزَوُّدِ فى مَنزِلِ الزّادِ وَ لاتَغُرَّنَّكُمُ الحَياةُ الدُّنيا كَما غَرَّت مَن كانَ قَبلَكُم مِنَ المَمِ الماضيَةِ وَالقُرونِ الخاليَةِ؛

بر شما باد به تلاش و سختكوشى و مهيا شدن و آماده گشتن و توشه برداشتن از سراى توشه (دنيا). مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد چنان كه ملتهاى گذشته و اقوام پيشين را فريفت.

نهج البلاغه، خطبه‏230

حدیث (10) امام محمد باقر علیه السلام:

لَمّا قالَ لَهُ رَجُلٌ إِنّى ضَعيفُ العَمَلِ قَليلُ الصَّلاةِ قَليلُ الصَّومِ وَلكِن أَرجو أَن لا آكُلَ إِلاّ حَلالاً وَلا أَنكَحَ إِلاّ حَلالاً: وَأَىُّ جِهادٍ أَفضَلُ مِن عِفَّةِ بَطنٍ وَفَرجٍ؟!

در پاسخ به كسى كه عرض كرد: من در عمل ناتوانم و نماز و روزه كم به جا مى‏آورم اما سعى مى‏كنم جز حلال نخورم و جز با حلال نزديكى نكنم فرمودند: چه جهادى برتر از پاك نگهداشتن شكم و شرمگاه؟!

محاسن، ج1، ص292، ح448

حدیث (11) امام على عليه السلام :

وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبيلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛

همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏اى است در درياى عميق.

نهج البلاغه، حكمت 374

حدیث (12) رسول اكرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله :

اَلبَناتُ هُنَّ المُشفِقاتُ المُجَهِّزاتُ المُبارَكاتُ، مَن كانَت لَهُ ابنَةٌ واحِدَةٌ جَعَلَهَا اللّه‏ُ لَهُ سِترا مِنَ النّارِ، و مَن كانَت عِندَهُ ابنَتانِ اُدخِلَ الجَنَّةَ بِهِما، وَ مَن كانَت عِندَهُ ثَلاثُ بَناتٍ أو مِثلُهُنَّ مِنَ الخَواتِ وُضِعَ عَنهُ الجِهادُ وَ الصَّدَقَةُ ؛

دختران ، دلسوز ، مددكار و بابركت‏اند . هر كس يك دختر داشته باشد ، خداوند ، او را پوششى از دوزخ قرار مى‏دهد و هر كس دو دختر داشته باشد ، به خاطر آن وارد بهشت مى‏شود و هر كس سه دختر يا مانند آن خواهر داشته باشد ، جهاد و صدقه از او برداشته مى‏شود .

كنز العمّال، ح 45399

حدیث (13) امام على عليه ‏السلام :

فَرَضَ اللّه‏ُ... الجِهادَ عِزّا لِلسلامِ؛
خداوند... جهاد را براى عزّت و سربلندى اسلام واجب فرمود.

نهج البلاغه، حكمت 252

حدیث (14) امام محمد باقر علیه السلام:

لا فَضیلَةَ کالجِهادِ ، ولا جِهادَ کمُجاهَدَةِ اَلهَوی؛

فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست.

تحف العقول، ص 286

حدیث (15) پیامبراکرم صلی الله علیه و آله:

اَحَبُّ الاعمالِ اِلَی اللهِ الصَّلاةُ لِوَقتِها ثُمَّ بِرُّ الوالِدَین ثُمَّ الجِهادُ فی سَبیلِ اللهِ؛

بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نیکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا.

کنز العمال، ج7، ص285، ح 18897



ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 06 مرداد 1392
:: 01:48 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

حدیث (1) قال على علیه السلام :

وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبيلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛

همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏اى است در درياى عميق.

نهج البلاغه، حكمت 374

حدیث (2) امام على عليه السلام :

إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهىَ عَنِ المُنكَرِ لا يُقَرِّبانِ مِن أَجَلٍ وَلا يَنقُصانِ مِن رِزقٍ ، لكِن يُضاعِفانِ الثَّوابَ وَيُعظِمانِ الجرَ وَأفضَلُ مِنهُما كَلِمَـةُ عَدلٍ عِندَ إمامٍ جائِرٍ؛

امر به معروف و نهى از منكر نه اجلى را نزديك مى‏كنند و نه از روزى كم مى‏نمايند، بلكه ثواب را دو چندان و پاداش را بزرگ مى‏سازند و برتر از امر به معروف و نهى از منكر سخن عادلانه‏اى است نزد حاكمى ستمگر.

غررالحكم، ج2، ص611، ح3648

حدیث (3) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

إذا لَم يَأمُروا بِمَعروفٍ وَلَم يَنهَوا عَن مُنكَرٍ وَلَم يَتَّبِعوا الأخيارَ مِن أهلِ بَيتى ، سَلَّطَ اللّه‏ُ عَلَيهِم شِرارَهُم ، فَيَدعوا عِندَ ذلِكَ خِيارُهُم فَلا تُستَجابُ لَهُم؛

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منكر نكنند، و از نيكان خاندان من پيروى ننمايند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نيكانشان دعا كنند امّا دعايشان مستجاب نشود .

امالى صدوق، ص‏254

حدیث (4) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

لا يَأمُرُ بِالمَعروفِ وَلا يَنهى عَنِ المُنكَرِ إلاّ مَن كانَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ : رَفيقٌ بِما يَأمُرُ بِهِ رَفيقٌ فيما يَنهى عَنهُ ، عَدلٌ فيما يَأمُرُ بِهِ عَدلٌ فيما يَنهى عَنهُ، عالِمٌ بِما يَأمُرُ بِهِ عالِمٌ بِما يَنهى عَنهُ؛

امر به معروف و نهى از منكر نكند مگر كسى كه سه خصلت در او باشد: در امر و نهى خود مدارا كند، در امر و نهى خود ميانه‏روى نمايد و به آنچه امر و نهى مى‏كند، دانا باشد .

بحارالأنوار، ج100، ص87، ح64

حدیث (5) قال على علیه السلام :

مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَمَن نَهى عَنِ المُنكَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَأَمِنَ كَيدَهُ؛

هر كس امر به معروف كند به مؤمن نيرو مى‏بخشد و هر كس نهى از منكر نمايد بينى منافق را به خاك ماليده و از مكر او در امان مى‏ماند.

كافى،ج2، ص50، ح1

حدیث (6) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

لا يَزالُ النّاسُ بِخَيرٍ ما أمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنكَرِ وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوى فَإذا لَم يَفعَلوا ذلِكَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَكاتُ، وَسُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ وَلَم يَكُن لَهُم ناصِرٌ فِى الأرضِ وَلا فِى السَّماءِ؛

تا زمانى كه مردم امر به معروف و نهى از منكر نمايند و در كارهاى نيك و تقوا به يارى يكديگر بشتابند در خير و سعادت خواهند بود، اما اگر چنين نكنند، بركت‏ها از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه ديگر سلطه پيدا كنند و نه در زمين ياورى دارند و نه در آسمان.

تهذيب الاحكام، ج6، ص181، ح22

حدیث (7) قال الباقر علیه السلام :

أوحَى اللّه‏ُ تَعالى إلى شُعَيبٍ النَّبِىِّ إِنّى مُعَذِّبٌ مِن قَومِكَ مِائَةَ أَلفٍ: أَربَعينَ أَلفا مِن شِرارِهِم وَسِتّينَ أَلفا مِن خيارِهِم فَقالَ: يارَبِّ هؤُلاءِ الشرارُ فَما بالُ الخيارِ؟! فَأَوحَى اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ إِلَيهِ: داهَنُوا أَهلَ المَعاصى فَلَم يَغضِبُوا لِغَضَبى؛

خداى تعالى به شعيب پيامبر وحى فرمود كه: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد: چهل هزار نفر بدكار را، شصت هزار نفر از نيكانشان را. شعيب عرض كرد: پروردگارا! بدكاران سزاوارند اما نيكان چرا؟ خداى عزوجل به او وحى فرمود كه: آنان با گنهكاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نيامدند.

كافى، ج5، ص56، ح1

حدیث (8) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

مَن رَأى مِنكُم مُنكَرا فَليُغَيِّرهُ بِيَدِهِ ، فَإن لَم يَستَطِع فَبِلِسانِهِ ، فَإن لَم يَستَطِع فَبِقَلبِهِ وَذلِكَ أضعَفُ الإيمانِ؛

هر كس از شما منكرى ببيند بايد با دست و اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش آن را تغيير دهد، كه پائين‏ترين درجه ايمان همين (تغيير قلبى) است.

نهج الفصاحه، ح‏3010
 

حدیث (9) قال الباقر علیه السلام :

إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ سَبيلُ الأنبياءِ ، وَمِنهاجُ الصُّلَحاءِ ، فَريضَةٌ عَظيمَةٌ بِها تُقامُ الفَرائضُ ، وتَأمَنُ المَذاهِبُ ، وتَحِلُّ المَكاسِبُ ، وتُرَدُّ المَظالِمُ ، وَتَعمُرُ الأرضُ ، وَيُنصَفُ مِنَ الأعداءِ ، وَيَستَقيمُ الأمرُ؛

امر بمعروف و نهى از منكر راه و روش پيامبران و شيوه صالحان است و فريضه بزرگى است كه ديگر فرايض به واسطه آن بر پا مى‏شود، راه‏ها امن مى‏گردد و درآمدها حلال مى‏شود و حقوق پايمال شده به صاحبانش برمى‏گردد، زمين آباد مى‏شود و (بدون ظلم) حق از دشمنان گرفته مى‏شود و كارها سامان مى‏پذيرد.

كافى، ج5، ص56، ح1

حدیث (10) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

مَن أَمَرَ بِالمَعرُوفِ وَنَهى عَنِ المُنكَرِ فَهُوَ خَليفَةُ اللّه‏ِ فِى الرضِ وَخَليفَةُ رَسُولِهِ؛

هر كس امر بمعروف و نهى از منكر نمايد، جانشين خدا در زمين و جانشين رسول اوست.

مستدرك ‏الوسايل، ج12، ص179، ح13817

حدیث (11) امام على عليه السلام :

وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبيلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛

همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏اى است در درياى عميق.

نهج البلاغه، حكمت 374

حدیث (12) پیامبر اکرم (ص) :

نَصرُ الْمَظلُومِ وَالْأمرُ بِالْمَعرُوفِ وَالنَّهيُ عَنِ الْمُنكَرِ جِهادٌ؛

يارى رساندن به ستمديده و امر به معروف و نهى از منكر جهاد در راه خداست.

جامع الأحاديث قمى، ص 125

حدیث (13) امام علی (ع):

مَن تَرَكَ إنكارَ الْمُنكَرٍ بِقَلبِهِ ويَدِهِ ولِسانِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ بَينَ الْأحياءِ؛


كسى كه منكَر را با قلب و دست و زبانش انكار نكند، مرده‏اى است ميان زندگان.

تهذيب الأحكام، ج 6، ص 181

حدیث (14) پیامبر اکرم (ص) :

مَن أمَرَ بِمَعروفٍ فَلیَکُن أمرُهُ بِذلِکَ بِمَعروفٍ.

کسی که امر به معروف می کند باید این کار را به روش خوبی انجام دهد.

کنزالعمل ج552



ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 06 مرداد 1392
:: 01:35 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

استاد پناهیان

گزیده ای از سخنان تکان دهنده از سخنرانی استاد حجت الاسلام علیرضا پناهیان در شب نیمه شعبان.

 

اطلاعات فايل دريافتي :

 حجم : 5،04 مگابایت | فرمت mp3

 زمان : 03:39

 دانلود - Direct Download Link



ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392
:: 07:50 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

آقا

خب، من حالا يك جمله راجع به مسئله‌ى جنگ نرم بگويم. من اينجا مقدارى مطلب يادداشت كردم، منتها مى‌بينم نزديك اذان است؛ نميخواهم وقت بگذرد. ما عرض كرديم افسران جوانِ جنگ نرم. اعتقاد من اين است - اين هيچ تعارف نيست - كه در اين ميدان، شماها افسريد؛ سرباز صفر نيستيد. شما جوانيد، ميدان مبارزه‌ى شما هم ميدان جنگ نرم است. امروز خوشبختانه جنگ نظامى نداريم؛ اگر يك وقتى جنگ نظامى هم پيش بيايد، باز پيشقراولهايش جوانهايند. امروز جنگ نرم مطرح است؛ نه امروز، سى سال است مطرح است. در جنگ نرم، آن چيزى كه بايد مورد توجه باشد، اين است: در جنگ نرم و جنگ روانى - كه جنگ روانى يكى از بخشهاى جنگ نرم است - هدف دشمن اين است كه محاسبات طرف مقابل را عوض كند. جنگ نرم مثل جنگ نظامى نيست. در جنگ نظامى هدف دشمن اين است كه مثلاً بيايد پايگاه طرف مقابل يا كشورِ مورد حمله را نابود كند و از بين ببرد، يا سرزمين را تصرف كند. در جنگ اقتصادى هدف اين است كه زيرساختهاى اقتصادى را از بين ببرد. در جنگ نرم، هدف اين چيزها نيست؛ اين چيزها گاهى وسيله است براى آن هدف جنگ نرم. در جنگ نرم، هدف آن چيزى است كه در دل شماست، در ذهن شماست، در مغز شماست؛ يعنى اراده‌ى شما. دشمن ميخواهد اراده‌ى شما را عوض كند.
البته اينها حرفهاى پنهان نيست. اوائل اين حرفها را نميگفتند، اما حالا مدتهائى است كه دشمنان ما اين حرفها را ميگويند و به زبان مى‌آورند. ميگويند ميخواهيم ملت ايران - حالا آنها ميگويند مسئولين، اما در واقع ملت ايران مورد نظرشان است - محاسباتش عوض شود. ما با يك محاسبه‌اى، يك راهى را انتخاب كرديم. انقلاب اسلامى آمد تحولات عمده‌اى را در اين كشور به وجود آورد؛ سلطنت را تبديل كرد به حكومت مردم، مردم‌سالارى؛ وابستگى را تبديل كرد به استقلال؛ عقب‌ماندگى تاريخىِ مزمن را تبديل كرد به پيشرفت - كه داريد مى‌بينيد - تحقيرشدگى را تبديل كرد به اعتماد به نفس و احساس عزت؛ اينها كارهاى انقلاب بوده. خب، دشمن ما، يعنى آن دستگاه مقتدرِ مادى كه تا قبل از انقلاب بر اقتصاد اين كشور و سياست اين كشور و فرهنگ اين كشور و منابع اين كشور و تصميمهاى مسئولان اين كشور مسلط بوده، از اين وضع ناراحت است؛ ميخواهد اين را عوض كند؛ چه كار كند؟ براى او تنها راه، منحصر در اين است كه ملت ايران و مسئولين ايران در نهايت به يك محاسبه‌اى برسند كه احساس كنند ادامه‌ى اين راه به صرفشان نيست. دشمن ميخواهد اين محاسبه را بر ذهن شما تحميل كند؛ ميخواهد من و شما به اين نتيجه برسيم كه صلاح نيست در مقابل آمريكا، در مقابل استكبار، در مقابل دستگاه‌هاى سياسىِ تابع كارتلهاى گوناگون اقتصادى، خيلى هم بايستيم و خيلى هم مقاومت كنيم؛ از بعضى از حرفها بايد دست بكشيم؛ كمااينكه گفتند ديگر. در يك برهه‌اى كسانى گفتند آقا ول كنيد قضيه‌ى اسرائيل را، ول كنيد قضيه‌ى فلسطين را، ول كنيد قضيه‌ى عدالت در سطح جهانى و حمايت از ملتهاى عدالت‌خواه را، رها كنيد اين حرفها را؛ چه كار داريد؟ به خودتان بچسبيد. اين همان تغيير محاسبات است. دشمن اين را ميخواهد. در مقابل اين، افسر جنگ نرم بايد مقاومت كند. چگونه مقاومت كند؟
اولاً معرفتهاتان را بالا ببريد. عزيزان من! سقف معرفت خودتان را، سايتهاى سياسى و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سايتهاى گوناگون قرار ندهيد؛ سقف معرفت شما اينها نيست. البته من امروز از اين حرفهائى كه زدند، حقيقتاً لذت بردم؛ حرفهاى خوب، حرفهاى پخته، تعبيراتِ جاافتاده، جمله‌بندى‌هاى درست؛ اين خوشحال‌كننده است. من ميخواهم بگويم هرچه ميتوانيد، اولاً در اين بخش كار كنيد. سطح معرفت را بالا ببريد. با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهيد مطهرى، با نوشتجات فضلاى بزرگى كه خوشبختانه امروز در حوزه‌هاى علميه حضور دارند، آشنا شويد. امروز فضلاى جوانى در حوزه‌هاى علميه هستند كه ميتوانند در اين قسمت به مجموعه‌ى جوانهاى دانشگاهى يارى بدهند؛ كمااينكه كارهاى خوبى هم دارد انجام ميگيرد. سطح معرفت دينى بالا برود؛ اين يكى از كارهاست كه حتماً لازم است. بیانات رهبر انقلاب در دیدار دانشجویان 16/05/1391

 

اطلاعات فايل دريافتي :

 حجم : 20 مگابایت | فرمت flv

 زمان : 06:17

 لینک دانلود (flv) | لینک دانلود (mp3)



ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392
:: 07:48 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

شهید دیالمه

 

مستند «چشمی که می دید!» کاری است از موسسه دیدبان که می کوشد به تصویر زندگی شهید دیالمه بپردازد.

 

اطلاعات فايل دريافتي :

 حجم : 63 مگابایت | فرمت flv

 زمان : 34:45

 دانلود - Direct Download Link



ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392
:: 07:47 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه

مهدی هاشمی رفسنجانی

 

افشای فایل صوتی مهم از مکالمه محرمانه مهدی هاشمی با نیک آهنگ کوثر

 

اطلاعات فايل دريافتي :

 حجم : 6،50 مگابایت | فرمت mp3

 زمان : 00:16:13

 دانلود - Direct Download Link

 

افشای یک فایل صوتی در اینترنت میان مهدی هاشمی رفسنجانی و چهره شناخته شده ضدانقلاب که اکنون در کانادا ساکن است، مشخص کرد که یک برنامه‌ریزی دقیق میان وي و جریان برانداز به منظور اعمال فشار به ارکان نظام برای کوتاه آمدن در برابر فتنه‌گران وجود داشته است که نقشه آن توسط جریان ضدانقلاب در خارج از کشور طراحی می‌شده و توسط خانواده هاشمی در ایران پیاده می‌شده است. بخشی از این فایل صوتی به دلیل توهین های رکیک و مجرمانه مهدی هاشمی به مقامات عالی کشور، تقطیع شده است. فایل کامل صوتی مهدی هاشمی بر روی سایت هایی مانند یوتیوپ موجود است.

به گزارش رجانیوز، مهدی هاشمی که بنا به اعتراف مجرمان آشوب‌های خیابانی سال ۸۸، لیدر اصلی طراحی و برنامه‌ریزی این آشوب‌ها بوده و برای شکل‌گیری اغتشاشات در هر منطقه از تهران، مبالغ هنگفتی را هزینه کرد، در این گفتگوی تلفنی با نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست سابق نشریات زنجیره‌ای اصلاحات و سردبیر فعلی سایت ضداسلامی «خودنویس»، از تلاش برای بالا بردن فشار به مسئولان نظام از سوی پدرش اشاره می‌کند و سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی در آن مقطع (سال ۸۸) را در راستای خواسته‌های جریان فتنه معرفی می‌کند. 

این مجرم امنیتی در بخشی از این گفتگو اعلام می‌کند: «ما داریم رو بازی می‌کنیم، من با بی‌بی سی و این‌ها نمی‌توانم مصاحبه کنم چون در ایران این کار جرم تعریف شده است. حرفهایی که ما‌ها می‌زنیم حرفهایی که بابای من زد، از همه حرفهای آقایون (اصلاح‌طلب) تند‌تر بوده است. ما تقسیم کار کرده‌ایم هر کسی کار خودش رو می‌کند. بابا کار خودش رو می‌کند. این‌ها به من گیر داده‌اند چون می‌خواهند وظیفه اصلی‌ام را انجام ندهم. وظیفه من به عنوان مهدی هاشمی این نیست که رسانه‌های خبری را کنترل کنم. من وظیفه‌ای برایم تعریف شده که آن را انجام می‌دهم.» 

او همچنین به اخلالگری‌های خود در کشور هم اشاره کرده و می‌گوید: «کارهایی که من کرده‌ام صد برابر بد‌تر از سخنرانی‌های شما‌ها ست و نظام هم می‌داند که من دارم چه کار می‌کنم. و این‌ها هم می‌دانند اخلالهایی که در زمان رفتن رییس جمهور ایران (آقای احمدی‌نژاد) به سازمان ملل ایجاد شد توسط من بوده است و این مساله حتی به تاج‌زاده و بهزاد نبوی و رضا خاتمی و این‌ها هم بر خورده است. من خبر دارم. من هم نگفتم کار ما بوده و وارد این بازی نشدم ولی طرفهای من می‌فهمند که من کیم و می‌فهمند من دارم چه کاری علیه نظام می‌کنم و با من بد هستند.» 

مهدی هاشمی به بیان علت عدم حضور خود در رسانه‌های ضدانقلاب هم پرداخته و ضمن اذعان به این مساله که مواضع این رسانه‌ها را تایید می‌کند و حتی مواضع تندتری نسبت به جمهوری اسلامی هم دارد، می‌گوید: «من با بی‌بی سی مصاحبه کنم خیلی کارهای دیگر را نمی‌توانم بکنم و الان از ایران از بالا و پایین کشور با من ارتباط دارند و من اگر فردا با بی‌بی سی مصاحبه کنم این‌ها دیگر نمی‌توانند با من ارتباط داشته باشند. بازی من آنطوری نیست که شما بتوانید بفهمید. اینکه من الان بخواهم رو بازی کنم خیلی زود است. البته من حرفهای شما را قبول دارم که اقای هاشمی باید فتیله را بکشد بالا. ما‌ها هیچ امتیاز عملی الان نمی‌توانیم از رهبری بگیریم و خیالت راحت باشد نظام هیچ امتیازی الان به ما نمی‌دهد.» 

مهدی هاشمی همچنین به نقش افشاگرانه «رجانیوز» درباره فعالیت‌های ضدانقلابی خود و همچنین ایستادگی در برابر فتنه‌گران اعتراف کرده و در واکنش به عصبانیت نیک آهنگ کوثر از تاثیرگذاری رجانیوز، مدعی می‌شود: «برنامه آنها (حامیان انقلاب اسلامی) فقط اینترنتی است. مگر سایت‌های آنها چقدر بازدید دارد؟ تابناک که سایت آنها نیست... شما برو رجا رو ببین. رجا رو من دیدم. 25 هزارتا بازدید داره. بحث اینترنتی آنها، خب ما هم مقابله می‌کنیم و فعالیت اینترنتی داریم. فحش‌هایی که مسئولان نظام می‌خورند، خیلی بیشتر از فحش‌هایی است که من می‌خورم.» 

انتشار این فایل صوتی و اعتراف وي به برنامه ريزی با جریان برانداز در خارج از کشور و انتقال مطالبات و خواسته‌های آنان به پدرش در تهران، علاوه بر اینکه سندی برای اثبات جرائم امنیتی گسترده مهدی هاشمی علیه کشور و مردم به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم است، از برخي مواضع عجیب و معنادار اکبر هاشمی در سال‌های اخیر نيز پرده برداري می‌کند. 

تلاش برای بیان خواسته‌های جریانات ضدانقلاب و همسو با طیف فتنه در کشور از تریبون‌های رسمی  یکی از مواردی است که با توجه به این فایل صوتی، از آنها رمز گشايي شده است.

از سوی دیگر، محتوای این مکالمه میان مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر مشخص می‌کند که ارتباط میان برخی فعالان سیاسی در داخل کشور و جریانات ضدانقلاب در خارج از ایران، به طور گسترده‌ای برقرار است و بسیاری از مواضعی که از سوی آنان در داخل کشور اتخاذ می‌شود و زمینه را برای سوءاستفاده رسانه‌های خارجی فراهم می‌کند، حاصل یک سناریوی از پیش طراحی شده و دقیق است که ابتدا یک مساله از سوی آنان در ایران مطرح شود و سپس رسانه‌ها که از پیش آمادگی بسط دادن آن را دارند، به هیاهو و جنجال درباره آن مساله بپردازند. 

به نظر می‌رسد با توجه به انتشار گسترده این فایل صوتی در فضای وب و آشکار شدن بخشی از پشت پرده فعالیت‌های خیانتکارانه مهدی هاشمی علیه ایران، دستگاه قضایی که تاکنون نیز رویکرد بسیار مناسبی در زمینه پرونده او داشته و اجازه نداده تا تبلیغات رسانه‌ای، تاثیری بر روی این پرونده بگذارد، باید هر چه سریع‌تر به اقدامات مجرمانه مهدی هاشمی رفسنجانی رسیدگی کند تا بخش‌های جدیدی از اقدامات مجرمانه او برای مردم نیز مشخص شود.



ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392
:: 07:43 :: توسط : قوچاقی های مقیم سنه
درباره وبلاگ
به وبلاگ پدافند فرهنگی خوش آمدید.این وبلاگ سعی دارد مطالبی جامع در موضوعات مختلف برای شما عزیزان فراهم نماید.امید است مورد قبولتان واقع شود. با نظرات خود ما را راهنمایی فرمایید.
موضوعات
پيوندها

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران